ی قبل از ازدواج می‌توانند منجر به شناخت بهتر و در نهایت، انتخابی بهتر شوند؟
آنچه مشخص است اینکه عشق اصیل و حقیقی، برای آغاز و استمرار زندگی خانوادگی ضروری است و چنین احساسی به ایجاد نشاط جسمی و عاطفی و روحی منجر می‌شود. اگر زن و مرد، زندگی مشترک خود را بر پایه عشقی واقعی بنا کنند، زیباترین زندگی را به تصویر می‌کشند. اما مهم این است که این عشق را چگونه تعریف کنیم. چه بسا کم نیستند افرادی که عشق را در دوستی‌های خیابانی جستجو می‌کنند …، در حالیکه عشق واقعی، احساسی مافوق نیازهای جسمی و مادی است و شوری تمام نشدنی و باقی است.
در رابطه با دوستی‌های قبل از ازدواج، نحوه نگاه و نگرش افراد، بسیار مهم است. چرا که بسیاری از افراد در آغاز این روابط، به واقع قصد ازدواج و تشکیل زندگی مشترک ندارند و این روابط را برای تنوع و بهره‌گیری از لذتهای موقتی آن می‌خواهند. بنابراین می‌توان گفت که میزان کمتری از افراد وجود دارند که هدف‌شان از ایجاد این روابط، تشکیل زندگی و انتخاب یک شریک مناسب باشد.
به اعتراف دانشمندان اروپایی در جوامع آزاد که جاذبه‌های ظاهری و شوق جنسی حاکم است، عشق اولین قربانی است. دراین صورت، عشق‌های برخاسته از نهاد و درون به افسانه تبدیل شده و جز مدعیان دروغین، کسی یافت نمی‌شود. زیرا پسری که هر روز با دختری می‌گردد و هر دم که نگاه می‌کند عده‌ای را در حال جلوه‌گری می‌بیند دیگر تنوع‌طلبی در او حاکم شده و از عشق به دور است. جوانی که دنبال چشم‌چرانی است و در کوی و خیابان و بیابان … دل به عشق بازی این و آن سپرده است، آیا چیزی جز شهوت و هوس می‌داند؟(۱)
استاد مطهری میگوید: «در مورد غریز جنسی و برخی غرایز دیگر، برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعی را می‌میراند و طبیعت را هرزه و بی‌بند و بار می‌کند، در این مورد هر چه عرضه بیش‌تر گردد هوس و میل به تنوع افزایش می‌یابد»
«موریس مترلینگ» می‌گوید: «عشق در تمامی موجودات وجود دارد، ولی درک آن تابع شرایطی است که تا آن شرایط جور نشود امکان آن وجود ندارد … بعضی آن را منحرف می‌کنند و ندانسته به صورت تمتع از لذت، مصرف می‌نمایند و هیچ از حقیقت آن برخودار نمی‌شوند».
به نظر می‌رسد که جوانان بسیاری در این زمینه دچار اشتباه شده‌اند و لذت‌های زودگذر و ارضای حس تنوع طلبی را با عنوان عشق و انتخاب همسر، اشتباه گرفته‌اند.
«کارن هرنای» می‌گوید: «فرق بین عشق و نیاز به جلب محبت آن است که درعشق، احساس دوستی و محبت بر همه چیز مقدم است. در حالی که در نیاز عصبی به جلب محبت، همواره نیاز به رفع تشویش درونی مقدم است. بسیاری از این نوع روابط بین انسان‌ها گرچه اساسش سودجویانه است. مع ذالک ماسک عشق و دل‌بستگی به چهره می‌زنند … به همین جهت یکی از مشخصات عشق حقیقی، پایدار بودن احساس محبت می‌باشد». با توجه به نکات مذکور می‌توان اینطور بیان کرد که منشأ عشق واقعی را نمی‌توان با دوستی‌های قبل از ازدواج تعریف کرد و همانطور که گفته شد این روابط، نوعاً به تفریحاتی زودگذر شبیه هستند که عواقب و نتایج مثبتی را به دنبال نخواهند داشت. اما در اینجا به این سؤال پاسخ می‌دهیم که چنانچه این دوستی‌های منجر به ازدواج شوند، به چه میزان در انتخاب شایسته و خوشبختی افراد در زندگی مشترک، تأثیرگذارند؟
پاسخ به این سؤال بسیار گسترده و طولانی است. اما در این نوشتار به طور مختصر به این مطلب اشاره می‌کنیم.
به طور کلی یک اصل مهم در بحث ازدواج وجود دارد و آن اینکه، شرایط زندگی زوجین در مراحل مختلف آشنایی و ازدواج و آغاز زندگی مشترک، با تفاوتهایی همراه است. این به معنای تغییر یافتن افراد نیست. بلکه به این معناست که مثلاً شرایط دوران نامزدی و عقد به گونه‌ای است که اقتضائات خاص خود را می‌طلبد و این شرایط به طور حتم در زمان بعد از عروسی و زندگی در زیر سقف مشترک، تفاوتهایی پیدا می‌کند. تفاوتهایی که ناشی از حرکت رو به جلو در مسیر طبیعی زندگی است که در ادامه با ورود فرزندان به خانواده، باز هم دستخوش تغییراتی می‌شود که ممکن است شرایط این زمان به هیچ وجه با دوران نامزدی قابل قیاس نباشد. بنابراین همه افراد، اعم از کسانی که سالها دوستی قبل از ازدواج را تجربه کرده‌اند و آنانکه با ازدواج سنتی به عقد یکدیگر در آمده‌اند، باید مسیر مشخصی را طی کنند که بعضاً با بالا و پائین‌هایی روبروست که باید با درایت و هوشیاری طرفین سپری شود تا مشکلی پیش نیاید. اما در این میان یک تفاوت اساسی وجود دارد و آن این است که افرادی که دوستی‌های قبل از ازدواج را تجربه کرده‌اند، گرفتاری عاطفی دارند. یعنی ممکن است مثلاً تجربه دوستی با چند نفر را داشته باشند و یکی از آنها منجر به ازدواج شده باشد. این افراد همواره در زندگی مشترک خود با ذهنیت‌ها و تجربیات عاطفی که داشته‌اند، درگیر هستند و قیاس‌های ذهنی آنها را رها نمی‌کند. هرچند که ممکن است خلاف این موضوع را بیان کنند اما فراموش کردن گذشته برایشان دشوار است. به این ترتیب زمینه تنش در این افراد در زندگی مشترک بیشتر است و در این نقطه است که این نتیجه حاصل می‌شود که دوستی‌های قبل از ازدواج نمی‌تواند تأثیر چندانی بر نحوه گذران زندگی مشترک داشته باشد. چرا که شرایط حاکم بر زندگی مشترک با فضای دوستی قبل از ازدواج کاملاً متفاوت است. البته نمی‌توان کسب شناخت در رابطه با انتخاب شریک زندگی را نادیده گرفت. آنچه مهم است اینکه چنین تصوری ، چندان قابل اعتماد نیست که دوستی‌های قبل از ازدواج به انتخاب همسر دلخواه و داشتن زندگی سعادتمندانه منجر می‌شود. می‌توان بدون داشتن این دوستی‌ها و با نظارت و راهنمایی والدین و برخورداری از مشورت مشاوران زبده، به انتخاب فردی مناسب برای زندگی مشترک کمک کرد.
البته لازم به ذکر است که تجربه دوستی‌های قبل از ازدواج، تبعات منفی را برای افراد به دنبال دارد. به عنوان مثال لطمه عاطفی شدید، دلسردی در زندگی مشترک، بدبینی به جنس مخالف، منصرف شدن از ازدواج و همچنین افسردگی را می‌توان به عنوان برخی از عوارضی دانست که در صورت عدم ازدواج با چنین دوستانی دامن‌گیر طرفین خواهد شد.
وقتی دو نفر پس از دوستی با یکدیگر ازدواج می‌کنند، ممکن است عزت و احترام دختر نزد خانواده همسر کم شود و همچنین در صورت هر‌گونه مشکلی بین دو نفر، خانواده‌های آنها به سرزنش دائمی‌آنها بپردازند. که این فشار مضاعفی را بر هر دو نفر وارد خواهد ساخت. به نظر می‌رسد که ازدواج شکوهی به دنبال دارد که این شکوه و تازگی در بین زوجهایی که مدتها با یکدیگر دوست بوده‌اند به مراتب کمتر از سایر زوجهاست.
اما بعد دیگر این موضوع به حفظ حریم و حدود شرعی و اخلاقی مربوط می‌شود. مسلماً جوانانی که نسبت به جنس مخالف، برای خود حد و مرزی قائل بوده‌اند و خود را از برقراری این روابط حفظ کرده‌اند، بهره بیشتری از زندگی مشترک در آینده خواهند برد و این یک وعده الهی است که در متون دینی ما به آن اشاره شده است و این مسئله تأثیر مستقیم بر زندگی و سرنوشت افراد دارد.
۲-۴- آسیب های دوستی قبل ازدواج
یکی از انگیزه های ارتباط پسران و دختران جوان قبل از ازدواج، ایجاد فرصتی برای شناخت بیشتر از یکدیگر است. آنها تصور می کنند که این دوستی فرصت مناسبی برای شناخت کامل فرد مقابل و در نتیجه موفقیت در ازدواج و زندگی آینده شان است در حالی که در اکثر موارد در کنار این ویژگی های به ظاهر خوب مشکلات عدیده ای برای افراد درگیر در آن به خصوص برای دختر و پسر پدید می آورد که در ذیل به بررسی برخی از آنها می پردازیم.
۲-۴-۱- وابستگی
 نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جوانی به اوج خود می‌رسد. از این رو افراد در این دوران به سرعت عاشق می‌شوند. پس از مدتی علاقه ابتدایی بین دو نفر شدت می‌یابد و کم‌کم دو طرف به یکدیگر وابسته می‌شوند. این وابستگی در بسیاری از موارد، آفت بزرگی برای زندگی آن‌هاست. برای نمونه به علت وابستگی شدید آن‌ها در تمام اوقات شبانه روز در فکر فرد مقابل هستند.
۲-۴-۲- افت تحصیلی یا رکود علمی
تحصیل دانش، نیازمند تمرکز فکری و روحی است. اما در این گونه روابط دختر و پسر به علت وابستگی بسیار به یکدیگر مدام در فکر هم بوده و به دیدارها و ملاقات‌های حضوری و تلفنی شان توجه می کنند که این خود بزرگ‌ترین مانع در راه رشد و ترقی علمی آن‌هاست.
۲-۴-۳- اضطراب، تشویش و احساس نگرانی
 معمولاً در این‌گونه دوستی‌ها وجود افکاری چون احساس گناه، ترس از والدین و تلاش برای پنهان داشتن این رابطه، خیال ازدواج، نگرانی از تهدید به فاش کردن رابطه توسط یکی از طرفین، ترس از دست دادن فرد مقابل و… باعث ایجاد برخی تعارضات درونی و اضطراب‌های مستمر در فرد می‌شود.
۲-۴-۴- فقدان شناخت درست و واقع بینانه
 در این‌ روابط دختر و پسر سعی می‌کنند به گونه‌ای رفتار کنند که از نظر دیگری قابل تحسین باشند. در واقع افراد برای خوب جلوه کردن در نظر دیگری به رفتارهای تصنعی روی می‌آورند. حال اگر این رابطه به ازدواج بیانجامد، افراد بدون هیچ شناخت دقیق و درستی از یکدیگر وارد زندگی مشترک‌ می‌شوند. از سوی دیگر به دلیل وابستگی بیش از حد به یکدیگر نه تنها عیوب فرد مقابل را نمی بینند بلکه او را فردی سرشار از نیکی‌ها، خوبی‌ها، زیبایی‌ها و … تصور می کنند. امام علی (علیه السلام) می‏فرمایند: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ، (میزان الحکمه،ج۲، ص۲۰۸، ح۳۰۶۶.) دوست داشتن چیزی، انسان را کور و کر می‌کند.»
۲-۴-۵- تصمیم‌ گیری نادرست برای ازدواج
 در این حالت وقتی افراد به شناخت درستی از یکدیگر نرسیده اند، تصمیم به ازدواج می گیرند. در حالی که این نوع انتخاب‏ها که در فضایی آکنده از احساسات و عواطف و به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع‏بینانه صورت می‌گیرد، زندگی مشترک را تلخ و آینده را تیره و تار می‏سازد.
۲-۴-۶- ایجاد جو بدبینی در زندگی مشترک
اگر این رابطه به ازدواج بیانجامد، ممکن است در آینده هر یک از طرفین دچار نوعی شک و تردید نسبت به فرد مقابل شوند و گمان کنند، این فرد که وقتی به راحتی با من رابطه برقرار کرده، از کجا معلوم با اینکه همسر من هست با دیگری نیز ارتباط برقرار نکند. بر همین اساس بسیاری از این ازدواج‌ها که به ازدواج‌های خیابانی موسوم است، از پایه متزلزل اند چرا که دختر و پسر هر دو نسبت به هم بدبین هستند. (روابط و دوستی‌های دختران و پسران، کبری صفر نژاد، سحر غلام حسین‌زاده، ص ۸۴.)
۲-۴-۷- ایجاد مشکلات روحی
 در صورتی که این دوستی ها به ازدواج منتهی نشوند که در موارد بسیاری هم به دلیل تغییر شرایط طرفین یا مخالفت خانواده ها چنین می شود، آثار روحی منفی بسیاری به ویژه بر دختر خواهد داشت که احساس سرخوردگی و شکست روحی، افسردگی، نفرت از جنس مخالف و ازدواج گریزی و در

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با موضوعمسئولیت مدنی، مصرف کنندگان، اشخاص ثالث، حقوق مصرف
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید