دانلود پایان نامه

طرح کامپوزیت مرکزی، مقدار آلفا به تعداد متغیرهای مستقل بستگی داشته و با فرمول 4k/2 محاسبه می شود که در این فرمول k تعداد متغیرهای مستقل است. برای مثال در طرحی با سه پارامتر مستقل، آلفا 682/1 می باشد. مقدار آلفا برای تمامی پارامترهای مستقل در طرح باید یکسان باشد. در این مطالعه مقادیر مختلف آلفا برای هر یک از متغیرهای مستقل به کار رفت. مقادیر آلفا برای غلظت گلوکز، غلظت عصاره ی گوشت و مقدار مایه تلقیح به ترتیب 25/1، 53/1 و 5/2 بوده است. استفاده از مقادیر مختلف آلفا مثل این است که معماری طرح آزمایشی تغییر کند و ممکن است این موضوع باعث شود تا نتایج غیرمنتظره ای از آنالیز آماری داده ها بگیریم. معادلات مدل برای تولید فیتاز و توده ی زیستی با استفاده از طرح آزمایشی و پاسخ ها پیش بینی شد. مقادیر 2R و AAD به ترتیب برابر با 985/0، 925/0 و 6/5%، 4/4% برای تولید فیتاز و بایومس به دست آمد. حداکثر تولید بایومس در غلظت گلوکز 5/5%، غلظت عصاره ی گوشت 2% و دانسیته ی 5/1% مایه تلقیح به دست آمد. چنین گزارش شده است که دانسیته ی مایه تلقیح تأثیر معنی داری بر روی پاسخ نداشته است. نتیجه ی دیگر به دست آمده از این مطالعه ی تجربی، این است که تولید فیتاز مستقیماً تحت تأثیر تولید بایومس نبوده است. بیشینه ی تولید فیتاز در کمترین غلظت گلوکز و عصاره ی گوشت به دست آمد. اطلاعاتی در رابطه با رفتار تولید فیتاز در پایین تر از این غلظت ها نبود. رسیدن به تولید بالاتر در پایین تر از این غلظت ها امکان پذیر است. به طور مشابهی در روش یک متغیر در یک زمان، بالاترین میزان تولید فیتاز در پایین ترین غلظت های گلوکز و عصاره ی گوشت به دست آمد. تولید فیتاز در غلظت های پایین تر گلوکز و عصاره ی گوشت مورد بررسی واقع نشد. مقایسه ای بین نتایج دو روش(RSM و یک متغیر در یک زمان) صورت پذیرفت. امکان مقایسه ی نتایج به دست آمده بدون دستیابی به گراف های کامل بهینه سازی و بدون کار کردن در همان محدوده ی پارامترهای مستقل وجود ندارد. [6]
در سال 2009 کین ونگ کونگ 125و همکارانش روش سطح پاسخ را به منظور بهینه سازی و اپتیمایز کردن شرایط خشک کردن جهت دستیابی به محتوای لیکوپن و ظرفیت آنتی اکسیدانی مناسب چربی دوست ها در دکانتر به کار بردند. طرح کامپوزیت مرکزی به منظور تعیین اثر دو متغیر مستقل دما (80- 50 درجه سانتیگراد) و زمان خشک کردن( 6-4 ساعت) به کار برده شد. محتوای لیکوپن و ظرفیت آنتی اکسیدانی چربی دوست ها با استفاده از HPLC اندازه گیری شد. پلات های سطح پاسخ نشان داد که افزایش دما و زمان به طور قابل توجهی متغیرهای پاسخ را کاهش می دهد. شرایط اپتیمم برای خشک کردن، دمای 8/43 درجه سانتیگراد برای 4/6 ساعت بود که محتوای لیکوپن پیش گویی شده در این حالت برابرgr 100mg/ 14 و ظرفیت آنتی اکسیدانی برابر با gr100LE/ molµ 21 بود. به منظور تأیید مدل بهینه شده و بررسی کفایت مدل ، مقادیر حاصل از آزمایش با مقادیر پیش بینی شده ، مقایسه شدند. مقادیر آزمایشی مطابقت با مقادیر پیش بینی شده داشت و این مناسب بودن مدل را جهت اپتیمایز کردن شرایط خشک کردن نشان می داد. [35]
در تحقیقی که در سال 2006 توسط لی126 و همکارانش در مالزی انجام گرفت، RSM برای تعیین درجه حرارت و زمان بهینه ی استخراج، به منظور استخراج عصاره ی موز مورد استفاده قرار گرفت. آب موز با استفاده از روش عصاره گیری با آب گرم در دماها (C?95-35) و زمان های متفاوت (120-30 دقیقه) استخراج شد. تأثیر شرایط عصاره گیری بر روی میزان تولید آبمیوه، درجه ی بریکس، عطر و طعم محصول با بکارگیری یک طرح کامپوزیت میانی درجه دو، مورد مطالعه قرار گرفت. ضرایب تبیین برای میزان تولید آبمیوه، درجه ی بریکس و عطر و طعم بزرگتر از 9/0 بود. تجزیه و تحلیل ضرایب رگرسیونی نشان داد که عامل درجه حرارت، مهم ترین فاکتور مؤثر بر روی خصوصیات استخراج آب موز بوده است. تأثیر درجه حرارت بر تمامی متغیرهای مستقل، بسیار معنی دار (001/0p ) بوده است. افزایش زمان و دمای آب گرم استخراج باعث افزایش میزان عصاره به دست آمده، درجه ی بریکس و عطر و طعم فراورده گشت. بر اساس پلات های سطح پاسخ و خطی، شرایط بهینه برای استخراج آب موز دمای C?95 به مدت 120 دقیقه بوده است. [37]
در سال 2007 در ونزوئلا اوتونیل اورزو127 و همکاران به اپتیمایز کردن فرآیند خشک کردن قطعات کروبا128 با استفاده از روش سطح پاسخ پرداختند. طرح کامپوزیت مرکزی به منظور توسعه مدل ها استفاده گردید. متغیرهای مستقل، دمای هوا، سرعت هوا و زمان خشک کردن بوده است. پاسخ ها ، محتوای رطوبت نهایی، سرعت خشک کردن، ظرفیت انرژی و ظرفیت اکسرژی129 بود. مدل های چند جمله ای درجه دو با پاسخ های تغییر یافته، از داده های آزمایشی به پلات ها و سطوح پاسخ سه بعدی گسترش یافت. شرایط اپتیمم در دمای برابر با C?6 /90 و زمان خشک کردن برابر با 69 دقیقه و سرعت هوا برابر با m/s08/1بدست آمد. [14]
اسماعیل ارن130 و کایماک- ارتکین131 تحقیق دیگری را در سال 2006 در ترکیه انجام دادند. در این تحقیق روش سطح پاسخ به منظور تعیین شرایط بهینه ی فرآیند خشک کردن اسمزی سیب زمینی برای دستیابی به بیشینه ی WL و کاهش وزن WR و کمترین مقدار SG و aw، به کار برده شد. درجه حرارت (C?60-20)، زمان (8-5/0 ساعت)، غلظت ساکارز (%60-40) و نمک (%15-0) فاکتورهایی بودند که تأثیر آنها بر روی WL، WR، SG و aw ارزیابی گردید. آزمایش ها با این چهار فاکتور، هر یک در پنج سطح شامل نقاط مرکزی و محوری، بر طبق طرح کامپوزیت مرکزی طراحی شد. آزمایش ها در یک شیکر با سرعت همزنی ثابت 200 دور در دقیقه و نسبت محلول به نمونه پنج به یک (وزن
ی/وزنی) انجام شد. برای هر پاسخ مدل های چند جمله ای درجه دو با استفاده از آنالیز رگرسیون خطی چندگانه توسعه یافت. آنالیز واریانس جهت ارزیابی کفایت و دقت مدل ها اجرا شد. نقشه های خطی و سطح پاسخ اثر متقابل متغیرهای فرآیند را نشان دادند. با بکارگیری روش تابع مطلوبیت شرایط بهینه ی عملیاتی درجه حرارت C?22، غلظت ساکارز برابر با 5/54 درصد، غلظت نمک 14 درصد و زمان تیمار 329 دقیقه تعیین شد. در این نقاط بهینه WL، WR، SG و aw به ترتیب 1/59 (گرم بر 100 گرم نمونه ی اولیه)، 6 (گرم بر 100 گرم نمونه ی اولیه)، 9/52 (گرم بر 100 گرم نمونه ی اولیه) و 785/0 بدست آمد. [21]
یودین132 و همکارانش در سال 2004 در بنگلادش، تبادلات جرمی انجام شده طی خشک کردن اسمزی هویج را توسط روش سطح پاسخ ارزیابی کردند. ایشان از محلول اسمزی با غلظت ساکارز (%60-40 وزنی/وزنی)، درجه حرارت (C?60-40) و مدت زمان (6-5/0 ساعت) به عنوان متغیرهای مستقل فرآیند استفاده کردند. معادلات رگرسیونی درجه سه به منظور توضیح تأثیر متغیرهای مستقل بر روی WL و SG توسعه یافت. نشان داده شد که زمان غوطه وری و غلظت ساکارز، فاکتورهایی با بیشترین تأثیر بر روی WL بوده اند. تأثیر درجه حرارت و زمان بر روی SG عمیق تر از تأثیر غلظت ساکارز بوده است. این دانش پژوهان چنین بیان کردند که معادلات رگرسیونی به دست آمده را می توان برای پیدا کردن شرایط بهینه جهت دستیابی به خواص مطلوب حسی و فیزیکی محصولات شیرین هویج همانند مرباها به کار برد. [62]
طالب کاهیا اوغلو در سال 2006 در ترکیه از RSM و GEP به منظور بهینه سازی فرآیند برشته کردن پسته به اشکال مغز درون پوسته ی شاخی، مغز بدون پوسته و مغز خرد شده، در بازه ی دمایی (180-100 درجه سانتیگراد) و بازه ی زمانی (60-10 دقیقه) استفاده نمود. محتوای رطوبتی و پارامترهای رنگی (L، a، bو اندیس زردی (YI)) در دوره ی برشته کردن ارزیابی شده و به وسیله ی RSM و GEP مدل سازی شدند. تغییرات محتوای رطوبتی پسته ها در طول برشته کردن به طور موفقیت آمیزی توسط مدل های RSM و GEP توضیح داده شد. نتایج به دست آمده حاکی از این بود که مقادیر L، a و b می توانند به عنوان پارامترهایی برای توسعه ی مدل های پیش بینی کننده به هنگام برشته کردن پسته های درون پوسته به کار روند ولی رنگ دانه ی بدون پوسته و دانه ی خرد شده ی پسته، به ترتیب تنها با مقدار a و مقادیر a و b در ارتباط بود. مدل های درجه سه به دست آمده با استفاده از RSM به خوبی تغییرات ایجاد شده در پارامترهای رنگی انتخاب شده را به هنگام برشته کردن توضیح داد. سطح پاسخ مطلوبیت برای به دست آوردن نقاط بهینه ی فرآیند برشته کردن پسته مورد استفاده قرار گرفت.[32]
در سال 2001 مدلسازی تخمیر طبیعی لوبیای چشم بلبلی با استفاده از روش سطح پاسخ، توسط سنول ایبانوگلو133 و اسرا ایبانوگلو134 در ترکیه انجام گرفت. روش سطح پاسخ به منظور پیدا کردن توابع درجه دومی که ارتباط بین پاسخ های تخمیر ( مثل اسیدیته و PH ) و متغیرهای تخمیر ( مثل زمان و دما ) را نشان دهد، بکار گرفته شد. اثر زمان تخمیر بسیار معنی دارتر از دمای تخمیر به دست آمد و پیشنهاد گردید زمان باید خیلی دقیقتر از دما کنترل گردد. [31]
در سال 2002 کواینتاولا135 و پارولاری 136 در ایتالیا در تحقیقی، با بکارگیری روش سطح پاسخ اثر دما، aw و PH را روی رشد اسپورها و باکتری های باسیلوس مورد بررسی قرار دادند. آنها از طرح کامپوزیت مرکزی استفاده کردند. برای هر دوی باکتری و اسپور، دما و aw و PH بدون هیچ گونه اثر سینرژیستی به طور افزایشی عمل می کردند. این همچنین به وسیله ی پلات های حاصل از ترکیب دما- aw، دما-PH و PH-aW تأیید گردید. کاربرد این مدل به منظور پیش گویی مدت ماندگاری محصولات غذایی نیز در این تحقیق مورد بحث و بررسی قرار گرفت. [49]

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع تحقیق درمورداستان مازندران، عملکرد سازمان، کارکنان بانک، عملکرد کارکنان

فصل چهارم
نتایج و بحث

4-1: خصوصیات نمونه ی اولیه
نتایج حاصل از آنالیز نمونه اولیه ازگیل ژاپنی در جدول زیر آورده شده است:
جدول1-1: خصوصیات نمونه ی اولیه
درصد رطوبت
%86-70
سفتی بافتF(N)
665/0 ± 908/5
EC50
00105/0
میزان کارتنوئید
8/1 میکروگرم در گرم
PH
11/5-52/4(در برخی نمونه ها به 85/3 هم رسید)

91/0-9/0
L*
4509/27
a*
33
b*
73

4-2: خشک کردن با روش ترکیبی مایکروویو-خلا :
4-2-1: تأثیر توان مایکروویو و میزان خلا بر دانسیته نمونه خشک شده:
دانسیته نمونه ها با افزایش توان مایکروویو ، یک روند افزایشی را طی می کند در حالیکه با افزایش خلأ، روند تغییرات دانسیته تقریباً کاهشی می باشد.

شکل4-1: پلات سطح پاسخ(تأثیر توان مایکروویو و میزان خلأ بر دانسیته)

همانطور که می بینیم، اثر مایکروویو و خلأ بر دانسیته از رابطه زیر پیروی می نماید:

(4-1)
که در این رابطه x1 و x2 به ترتیب بیانگر میزان خلأ و توان مایکروویو می باشد.
علت کاهش دانسیته بر اثر افزایش خلأ را میتوان به این صورت بیان کرد که با افزایش خلأ ، حجم افزایش یافته و بر اساس رابطه ی با افزایش حجم، دانسیته کاهش می یابد . از طرفی با افزایش توان مایکروویو، میزان خروج آب بیشتر می گردد و در نتیجه ی آن، حجم کاهش می گردد و طبق رابطه ی فوق، با کاهش حجم، دانسیته افزایش می یابد.
4-2-2: اثر توان مایکروویو و میزان خلا بر تخلخل نمونه های خشک شده:
خلأ روی تخلخل تقریبا ً اثری ندارد در حالیکه افزایش توان مایکروویو در ابتدا اثر نزولی و بعد اثر صعودی دارد که این به اثر تخریبی مایکروویو روی سلولهای بافت میوه بر می گردد.

شکل4-2: پلات سطح پاسخ(تأثیر میزان خ
لأ و توان مایکروویو بر تخلخل)

اثر میزان خلأ و توان مایکروویو بر تخلخل نمونه های خشک شده از رابطه زیر پیروی می نماید:

(4-2)
که در این رابطه x1 و x2 به ترتیب بیانگر میزان خلأ و توان مایکروویو می باشند.
4-2-3: تأثیر توان مایکروویو و میزان خلا بر روی فعالیت آنتی اکسیدانی نمونه های خشک شده
میزان نمونه ای که لازم است تا غلظت اولیه DPPH را به 50 درصد برساند با افزایش میزان خلا کاهش می یابد در حالی که با افزایش توان مایکروویو این میزان ابتدا کاهش و سپس افزایش می یابد. نتیجه می گیریم که افزایش توان مایکروویو در ابتدا باعث افزایش فعالیت آنی اکسیدانی نمونه ها ی خشک شده می گردد که این به علت اثر غلیظ کنندگی مایکروویو می باشد و بعد از رسیدن به یک نقطه ماکزیمم ، در ادامه به علت اثر تخریب حرارتی مایکروویو بر مواد آنتی اکسیدانی، این روند کاهشی می گردد. در حالیکه باافزایش میزان خلا فعالیت آنتی اکسیدانی به دلیل کاهش دمای فرایند، افزایش می یابد.
شکل4-3: پلات سطح پاسخ(تأثیر میزان خلأ و توان مایکروویو بر EC50)

همانطور که می بینیم اثر میزان خلأ و توان مایکروویو بر روی 50EC از رابطه ی زیر تبعیت می کند:
(4-3)
که در این رابطه و به ترتیب بیانگر میزان خلأ و توان مایکروویو می باشند.
4-2-4: اثر میزان خلا و توان مایکروویو بر روی ویژگی های بافتی نمونه های خشک شده
میزان نیروی مورد نیاز جهت فرو رفتن نوک پروب در نمونه خشک شده یا همان سفتی بافت، با افزایش میزان خلا ، کاهش می یابد که این کاهش، به علت افزایش تخلخل می باشد در حالیکه با افزایش توان مایکروویو این میزان به دلیل کاهش تخلخل در توان های بالای مایکروویو، تقریباً افزایش می یابد.

شکل4-4: پلات سطح پاسخ(تأثیر توان مایکروویو و میزان خلأ بر Force(max))
رابطه ی زیر بیانگر اثر میزان خلأ و توان مایکروویو بر روی سفتی بافت می باشد:
(4-4)
در این رابطه x1 و x2 به ترتیب بیانگر میزان خلأ و توان مایکروویو می باشند.
4-2-5: تأثیر میزان خلا و توان مایکروویو بر رنگ نمونه های خشک شده
با افزایش میزان خلا،?E به علت زیاد شدن زمان فرایند تقریبا افزایش می یابد در نتیجه رنگ نمونه با کاهش میزان خلا، به دلیل افزایش سرعت فرایند بهبود می یابد و به رنگ نمونه اولیه نزدیکتر می باشد،البته این روند بیشتر در توان های مایکروویوی پایین تر مشاهده می گردد. پس به طور کل بهترین رنگ در نمونه هایی که تحت خلا نزدیک به صفر با توان های مختلف مایکروویو و همچنین نمونه های تحت خلا 50 و البته با توان مایکروویوی برابر با 600 وات ، مشاهده گردید و این موضوع نشانگر این است که اثر برهمکنش مایکروویو و خلأ بر رنگ کاملاً معنی دار است.

شکل4-5: پلات خطی(تأثیر توان مایکروویو و میزان خلأ بر رنگ)

اثر میزان خلأ و توان مایکروویو بر از رابطه ی زیر تبعیت می کند:
(4-5)
که در این رابطه x1 و x2 به ترتیب بیانگر میزان خلأ و


دیدگاهتان را بنویسید

دانلود پایان نامه

طرح کامپوزیت مرکزی، مقدار آلفا به تعداد متغیرهای مستقل بستگی داشته و با فرمول 4k/2 محاسبه می شود که در این فرمول k تعداد متغیرهای مستقل است. برای مثال در طرحی با سه پارامتر مستقل، آلفا 682/1 می باشد. مقدار آلفا برای تمامی پارامترهای مستقل در طرح باید یکسان باشد. در این مطالعه مقادیر مختلف آلفا برای هر یک از متغیرهای مستقل به کار رفت. مقادیر آلفا برای غلظت گلوکز، غلظت عصاره ی گوشت و مقدار مایه تلقیح به ترتیب 25/1، 53/1 و 5/2 بوده است. استفاده از مقادیر مختلف آلفا مثل این است که معماری طرح آزمایشی تغییر کند و ممکن است این موضوع باعث شود تا نتایج غیرمنتظره ای از آنالیز آماری داده ها بگیریم. معادلات مدل برای تولید فیتاز و توده ی زیستی با استفاده از طرح آزمایشی و پاسخ ها پیش بینی شد. مقادیر 2R و AAD به ترتیب برابر با 985/0، 925/0 و 6/5%، 4/4% برای تولید فیتاز و بایومس به دست آمد. حداکثر تولید بایومس در غلظت گلوکز 5/5%، غلظت عصاره ی گوشت 2% و دانسیته ی 5/1% مایه تلقیح به دست آمد. چنین گزارش شده است که دانسیته ی مایه تلقیح تأثیر معنی داری بر روی پاسخ نداشته است. نتیجه ی دیگر به دست آمده از این مطالعه ی تجربی، این است که تولید فیتاز مستقیماً تحت تأثیر تولید بایومس نبوده است. بیشینه ی تولید فیتاز در کمترین غلظت گلوکز و عصاره ی گوشت به دست آمد. اطلاعاتی در رابطه با رفتار تولید فیتاز در پایین تر از این غلظت ها نبود. رسیدن به تولید بالاتر در پایین تر از این غلظت ها امکان پذیر است. به طور مشابهی در روش یک متغیر در یک زمان، بالاترین میزان تولید فیتاز در پایین ترین غلظت های گلوکز و عصاره ی گوشت به دست آمد. تولید فیتاز در غلظت های پایین تر گلوکز و عصاره ی گوشت مورد بررسی واقع نشد. مقایسه ای بین نتایج دو روش(RSM و یک متغیر در یک زمان) صورت پذیرفت. امکان مقایسه ی نتایج به دست آمده بدون دستیابی به گراف های کامل بهینه سازی و بدون کار کردن در همان محدوده ی پارامترهای مستقل وجود ندارد. [6]
در سال 2009 کین ونگ کونگ 125و همکارانش روش سطح پاسخ را به منظور بهینه سازی و اپتیمایز کردن شرایط خشک کردن جهت دستیابی به محتوای لیکوپن و ظرفیت آنتی اکسیدانی مناسب چربی دوست ها در دکانتر به کار بردند. طرح کامپوزیت مرکزی به منظور تعیین اثر دو متغیر مستقل دما (80- 50 درجه سانتیگراد) و زمان خشک کردن( 6-4 ساعت) به کار برده شد. محتوای لیکوپن و ظرفیت آنتی اکسیدانی چربی دوست ها با استفاده از HPLC اندازه گیری شد. پلات های سطح پاسخ نشان داد که افزایش دما و زمان به طور قابل توجهی متغیرهای پاسخ را کاهش می دهد. شرایط اپتیمم برای خشک کردن، دمای 8/43 درجه سانتیگراد برای 4/6 ساعت بود که محتوای لیکوپن پیش گویی شده در این حالت برابرgr 100mg/ 14 و ظرفیت آنتی اکسیدانی برابر با gr100LE/ molµ 21 بود. به منظور تأیید مدل بهینه شده و بررسی کفایت مدل ، مقادیر حاصل از آزمایش با مقادیر پیش بینی شده ، مقایسه شدند. مقادیر آزمایشی مطابقت با مقادیر پیش بینی شده داشت و این مناسب بودن مدل را جهت اپتیمایز کردن شرایط خشک کردن نشان می داد. [35]
در تحقیقی که در سال 2006 توسط لی126 و همکارانش در مالزی انجام گرفت، RSM برای تعیین درجه حرارت و زمان بهینه ی استخراج، به منظور استخراج عصاره ی موز مورد استفاده قرار گرفت. آب موز با استفاده از روش عصاره گیری با آب گرم در دماها (C?95-35) و زمان های متفاوت (120-30 دقیقه) استخراج شد. تأثیر شرایط عصاره گیری بر روی میزان تولید آبمیوه، درجه ی بریکس، عطر و طعم محصول با بکارگیری یک طرح کامپوزیت میانی درجه دو، مورد مطالعه قرار گرفت. ضرایب تبیین برای میزان تولید آبمیوه، درجه ی بریکس و عطر و طعم بزرگتر از 9/0 بود. تجزیه و تحلیل ضرایب رگرسیونی نشان داد که عامل درجه حرارت، مهم ترین فاکتور مؤثر بر روی خصوصیات استخراج آب موز بوده است. تأثیر درجه حرارت بر تمامی متغیرهای مستقل، بسیار معنی دار (001/0p ) بوده است. افزایش زمان و دمای آب گرم استخراج باعث افزایش میزان عصاره به دست آمده، درجه ی بریکس و عطر و طعم فراورده گشت. بر اساس پلات های سطح پاسخ و خطی، شرایط بهینه برای استخراج آب موز دمای C?95 به مدت 120 دقیقه بوده است. [37]
در سال 2007 در ونزوئلا اوتونیل اورزو127 و همکاران به اپتیمایز کردن فرآیند خشک کردن قطعات کروبا128 با استفاده از روش سطح پاسخ پرداختند. طرح کامپوزیت مرکزی به منظور توسعه مدل ها استفاده گردید. متغیرهای مستقل، دمای هوا، سرعت هوا و زمان خشک کردن بوده است. پاسخ ها ، محتوای رطوبت نهایی، سرعت خشک کردن، ظرفیت انرژی و ظرفیت اکسرژی129 بود. مدل های چند جمله ای درجه دو با پاسخ های تغییر یافته، از داده های آزمایشی به پلات ها و سطوح پاسخ سه بعدی گسترش یافت. شرایط اپتیمم در دمای برابر با C?6 /90 و زمان خشک کردن برابر با 69 دقیقه و سرعت هوا برابر با m/s08/1بدست آمد. [14]
اسماعیل ارن130 و کایماک- ارتکین131 تحقیق دیگری را در سال 2006 در ترکیه انجام دادند. در این تحقیق روش سطح پاسخ به منظور تعیین شرایط بهینه ی فرآیند خشک کردن اسمزی سیب زمینی برای دستیابی به بیشینه ی WL و کاهش وزن WR و کمترین مقدار SG و aw، به کار برده شد. درجه حرارت (C?60-20)، زمان (8-5/0 ساعت)، غلظت ساکارز (%60-40) و نمک (%15-0) فاکتورهایی بودند که تأثیر آنها بر روی WL، WR، SG و aw ارزیابی گردید. آزمایش ها با این چهار فاکتور، هر یک در پنج سطح شامل نقاط مرکزی و محوری، بر طبق طرح کامپوزیت مرکزی طراحی شد. آزمایش ها در یک شیکر با سرعت همزنی ثابت 200 دور در دقیقه و نسبت محلول به نمونه پنج به یک (وزن
ی/وزنی) انجام شد. برای هر پاسخ مدل های چند جمله ای درجه دو با استفاده از آنالیز رگرسیون خطی چندگانه توسعه یافت. آنالیز واریانس جهت ارزیابی کفایت و دقت مدل ها اجرا شد. نقشه های خطی و سطح پاسخ اثر متقابل متغیرهای فرآیند را نشان دادند. با بکارگیری روش تابع مطلوبیت شرایط بهینه ی عملیاتی درجه حرارت C?22، غلظت ساکارز برابر با 5/54 درصد، غلظت نمک 14 درصد و زمان تیمار 329 دقیقه تعیین شد. در این نقاط بهینه WL، WR، SG و aw به ترتیب 1/59 (گرم بر 100 گرم نمونه ی اولیه)، 6 (گرم بر 100 گرم نمونه ی اولیه)، 9/52 (گرم بر 100 گرم نمونه ی اولیه) و 785/0 بدست آمد. [21]
یودین132 و همکارانش در سال 2004 در بنگلادش، تبادلات جرمی انجام شده طی خشک کردن اسمزی هویج را توسط روش سطح پاسخ ارزیابی کردند. ایشان از محلول اسمزی با غلظت ساکارز (%60-40 وزنی/وزنی)، درجه حرارت (C?60-40) و مدت زمان (6-5/0 ساعت) به عنوان متغیرهای مستقل فرآیند استفاده کردند. معادلات رگرسیونی درجه سه به منظور توضیح تأثیر متغیرهای مستقل بر روی WL و SG توسعه یافت. نشان داده شد که زمان غوطه وری و غلظت ساکارز، فاکتورهایی با بیشترین تأثیر بر روی WL بوده اند. تأثیر درجه حرارت و زمان بر روی SG عمیق تر از تأثیر غلظت ساکارز بوده است. این دانش پژوهان چنین بیان کردند که معادلات رگرسیونی به دست آمده را می توان برای پیدا کردن شرایط بهینه جهت دستیابی به خواص مطلوب حسی و فیزیکی محصولات شیرین هویج همانند مرباها به کار برد. [62]
طالب کاهیا اوغلو در سال 2006 در ترکیه از RSM و GEP به منظور بهینه سازی فرآیند برشته کردن پسته به اشکال مغز درون پوسته ی شاخی، مغز بدون پوسته و مغز خرد شده، در بازه ی دمایی (180-100 درجه سانتیگراد) و بازه ی زمانی (60-10 دقیقه) استفاده نمود. محتوای رطوبتی و پارامترهای رنگی (L، a، bو اندیس زردی (YI)) در دوره ی برشته کردن ارزیابی شده و به وسیله ی RSM و GEP مدل سازی شدند. تغییرات محتوای رطوبتی پسته ها در طول برشته کردن به طور موفقیت آمیزی توسط مدل های RSM و GEP توضیح داده شد. نتایج به دست آمده حاکی از این بود که مقادیر L، a و b می توانند به عنوان پارامترهایی برای توسعه ی مدل های پیش بینی کننده به هنگام برشته کردن پسته های درون پوسته به کار روند ولی رنگ دانه ی بدون پوسته و دانه ی خرد شده ی پسته، به ترتیب تنها با مقدار a و مقادیر a و b در ارتباط بود. مدل های درجه سه به دست آمده با استفاده از RSM به خوبی تغییرات ایجاد شده در پارامترهای رنگی انتخاب شده را به هنگام برشته کردن توضیح داد. سطح پاسخ مطلوبیت برای به دست آوردن نقاط بهینه ی فرآیند برشته کردن پسته مورد استفاده قرار گرفت.[32]
در سال 2001 مدلسازی تخمیر طبیعی لوبیای چشم بلبلی با استفاده از روش سطح پاسخ، توسط سنول ایبانوگلو133 و اسرا ایبانوگلو134 در ترکیه انجام گرفت. روش سطح پاسخ به منظور پیدا کردن توابع درجه دومی که ارتباط بین پاسخ های تخمیر ( مثل اسیدیته و PH ) و متغیرهای تخمیر ( مثل زمان و دما ) را نشان دهد، بکار گرفته شد. اثر زمان تخمیر بسیار معنی دارتر از دمای تخمیر به دست آمد و پیشنهاد گردید زمان باید خیلی دقیقتر از دما کنترل گردد. [31]
در سال 2002 کواینتاولا135 و پارولاری 136 در ایتالیا در تحقیقی، با بکارگیری روش سطح پاسخ اثر دما، aw و PH را روی رشد اسپورها و باکتری های باسیلوس مورد بررسی قرار دادند. آنها از طرح کامپوزیت مرکزی استفاده کردند. برای هر دوی باکتری و اسپور، دما و aw و PH بدون هیچ گونه اثر سینرژیستی به طور افزایشی عمل می کردند. این همچنین به وسیله ی پلات های حاصل از ترکیب دما- aw، دما-PH و PH-aW تأیید گردید. کاربرد این مدل به منظور پیش گویی مدت ماندگاری محصولات غذایی نیز در این تحقیق مورد بحث و بررسی قرار گرفت. [49]

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه ارشد با موضوعcurriculum، evaluation، evaluator، instructors

فصل چهارم
نتایج و بحث

4-1: خصوصیات نمونه ی اولیه
نتایج حاصل از آنالیز نمونه اولیه ازگیل ژاپنی در جدول زیر آورده شده است:
جدول1-1: خصوصیات نمونه ی اولیه
درصد رطوبت
%86-70
سفتی بافتF(N)
665/0 ± 908/5
EC50
00105/0
میزان کارتنوئید
8/1 میکروگرم در گرم
PH
11/5-52/4(در برخی نمونه ها به 85/3 هم رسید)

91/0-9/0
L*
4509/27
a*
33
b*
73

4-2: خشک کردن با روش ترکیبی مایکروویو-خلا :
4-2-1: تأثیر توان مایکروویو و میزان خلا بر دانسیته نمونه خشک شده:
دانسیته نمونه ها با افزایش توان مایکروویو ، یک روند افزایشی را طی می کند در حالیکه با افزایش خلأ، روند تغییرات دانسیته تقریباً کاهشی می باشد.

شکل4-1: پلات سطح پاسخ(تأثیر توان مایکروویو و میزان خلأ بر دانسیته)

همانطور که می بینیم، اثر مایکروویو و خلأ بر دانسیته از رابطه زیر پیروی می نماید:

(4-1)
که در این رابطه x1 و x2 به ترتیب بیانگر میزان خلأ و توان مایکروویو می باشد.
علت کاهش دانسیته بر اثر افزایش خلأ را میتوان به این صورت بیان کرد که با افزایش خلأ ، حجم افزایش یافته و بر اساس رابطه ی با افزایش حجم، دانسیته کاهش می یابد . از طرفی با افزایش توان مایکروویو، میزان خروج آب بیشتر می گردد و در نتیجه ی آن، حجم کاهش می گردد و طبق رابطه ی فوق، با کاهش حجم، دانسیته افزایش می یابد.
4-2-2: اثر توان مایکروویو و میزان خلا بر تخلخل نمونه های خشک شده:
خلأ روی تخلخل تقریبا ً اثری ندارد در حالیکه افزایش توان مایکروویو در ابتدا اثر نزولی و بعد اثر صعودی دارد که این به اثر تخریبی مایکروویو روی سلولهای بافت میوه بر می گردد.

شکل4-2: پلات سطح پاسخ(تأثیر میزان خ
لأ و توان مایکروویو بر تخلخل)

اثر میزان خلأ و توان مایکروویو بر تخلخل نمونه های خشک شده از رابطه زیر پیروی می نماید:

(4-2)
که در این رابطه x1 و x2 به ترتیب بیانگر میزان خلأ و توان مایکروویو می باشند.
4-2-3: تأثیر توان مایکروویو و میزان خلا بر روی فعالیت آنتی اکسیدانی نمونه های خشک شده
میزان نمونه ای که لازم است تا غلظت اولیه DPPH را به 50 درصد برساند با افزایش میزان خلا کاهش می یابد در حالی که با افزایش توان مایکروویو این میزان ابتدا کاهش و سپس افزایش می یابد. نتیجه می گیریم که افزایش توان مایکروویو در ابتدا باعث افزایش فعالیت آنی اکسیدانی نمونه ها ی خشک شده می گردد که این به علت اثر غلیظ کنندگی مایکروویو می باشد و بعد از رسیدن به یک نقطه ماکزیمم ، در ادامه به علت اثر تخریب حرارتی مایکروویو بر مواد آنتی اکسیدانی، این روند کاهشی می گردد. در حالیکه باافزایش میزان خلا فعالیت آنتی اکسیدانی به دلیل کاهش دمای فرایند، افزایش می یابد.
شکل4-3: پلات سطح پاسخ(تأثیر میزان خلأ و توان مایکروویو بر EC50)

همانطور که می بینیم اثر میزان خلأ و توان مایکروویو بر روی 50EC از رابطه ی زیر تبعیت می کند:
(4-3)
که در این رابطه و به ترتیب بیانگر میزان خلأ و توان مایکروویو می باشند.
4-2-4: اثر میزان خلا و توان مایکروویو بر روی ویژگی های بافتی نمونه های خشک شده
میزان نیروی مورد نیاز جهت فرو رفتن نوک پروب در نمونه خشک شده یا همان سفتی بافت، با افزایش میزان خلا ، کاهش می یابد که این کاهش، به علت افزایش تخلخل می باشد در حالیکه با افزایش توان مایکروویو این میزان به دلیل کاهش تخلخل در توان های بالای مایکروویو، تقریباً افزایش می یابد.

شکل4-4: پلات سطح پاسخ(تأثیر توان مایکروویو و میزان خلأ بر Force(max))
رابطه ی زیر بیانگر اثر میزان خلأ و توان مایکروویو بر روی سفتی بافت می باشد:
(4-4)
در این رابطه x1 و x2 به ترتیب بیانگر میزان خلأ و توان مایکروویو می باشند.
4-2-5: تأثیر میزان خلا و توان مایکروویو بر رنگ نمونه های خشک شده
با افزایش میزان خلا،?E به علت زیاد شدن زمان فرایند تقریبا افزایش می یابد در نتیجه رنگ نمونه با کاهش میزان خلا، به دلیل افزایش سرعت فرایند بهبود می یابد و به رنگ نمونه اولیه نزدیکتر می باشد،البته این روند بیشتر در توان های مایکروویوی پایین تر مشاهده می گردد. پس به طور کل بهترین رنگ در نمونه هایی که تحت خلا نزدیک به صفر با توان های مختلف مایکروویو و همچنین نمونه های تحت خلا 50 و البته با توان مایکروویوی برابر با 600 وات ، مشاهده گردید و این موضوع نشانگر این است که اثر برهمکنش مایکروویو و خلأ بر رنگ کاملاً معنی دار است.

شکل4-5: پلات خطی(تأثیر توان مایکروویو و میزان خلأ بر رنگ)

اثر میزان خلأ و توان مایکروویو بر از رابطه ی زیر تبعیت می کند:
(4-5)
که در این رابطه x1 و x2 به ترتیب بیانگر میزان خلأ و


دیدگاهتان را بنویسید