در این پست می توانید متن کامل این پایان نامه را  با فرمت ورد word دانلود نمائید:معنا درمانی چیست


مفاهیم اساسی در لوگوتراپی[1]
خوانندگان این داستان کوتاه اتوبیوگرافیک ، پیوسته خواهان توجیه و تفسیر کاملتری از اصول و روش درمانی من هستند. به همین دلیل ، فصل کوتاهی در تشریح لوگوتراپی به متن اصلی کتاب ، « از اردوگاه مرگ تا اگزیستانسیالیسم» افزوده شد ، که ظاهرا بسنده نبوده و پیوسته از من خواسته شده است که شرح مفصلتری در این باره بنویسم . از این رو برای نگارش فصلی که در کتاب حاضر از نظر خواننده می گذرد ، مطالب پیشین کاملا بازنویسی شده است ، و به گونه ای مفصل تر تشریح می گردد.
جلب رضایت خواننده ، با تهیه چکیده ای که مطالب بیست جلد کتاب آلمانی مربوط به لوگوتراپی را در بر گرفته باشد ؛ کار آسانی نیست. یاد پزشکی آمریکایی افتادم که وقتی به درمانگاه من در وین آمده بود و از من پرسید « دکتر آیا شما یک روانکاو هستید؟»
پاسخ دادم ، « نه دقیقا یک روانکاو ، بلکه یک روان درمان گر.» سپس او به پرسش هایش ادامه داد. « از پیروان کدام مکتب هستید؟» پاسخ دادم ، من نظریه ویژه خود را دارم که عبارتست از «لوگوتراپی» .
«آیا می توانید در یک جمله به من بگویید مفهوم لوگوتراپی چیست ، و چه تفاوتی با روانکاوی دارد؟»
«بله». ولی آیا مقدمتا شما می توانید در یک جمله به من بگویید که اساس روانکاوی به نظر شما چیست؟»
او چنین پاسخ داد. « در روانکاوی بیمار می بایست روی مبلی راحت دراز بکشد و درباره چیزهایی با شما صحبت کند که تکرارش ، بسیار دشوار است.»
در همین جا من بیدرنگ گفتم ، « در لوگوتراپی بیمار نیازی به دراز کشیدن ندارد. ولی او می بایست به چیزهایی گوش کند که گاه شنیدنش کار آسانی نیست.»
البته این یک شوخی بیش نبود و نمی تواند جوهر مکتب لوگوتراپی تلقی شود. اما حقیقتی را هم در بر دارد و آن اینکه لوگوتراپی در مقایسه با روانکاوی روشی است که کمتر به گذشته توجه دارد و به درون نگری هم ارج چندانی نمی نهد ، در ازای توجه بیشتری به آینده ، وظیفه و مسوولیت و معنی و هدفی دارد که بیمار باید زندگی آتی خود را صرف آن کند.
همزمان ، لوگوتراپی اهمیت تشکیل حلقه « شیطانی[2]» یا دور تسلسل باطل و مکانیسم های بازخورد را که عامل مهمی در رشد روان نژندی است ، نادیده می گیرد. و از اینرو خودمداری ویژه ای که بیماران روان نژند عموما مبتلا به آن هستند به جای اینکه تقویت و تغذیه شوند ، کم اهمیت و پیش پا افتاده تلقی می گردند.
مطمئنا چنین جملاتی جز ساده سازی لوگوتراپی نیست ، اما در عین حال لوگوتراپی هم چیزی جز این نیست که بیمار در جهتی راهنمایی می شود و با وضعی روبرو می گردد ، که معنی زندگی خویش را بیابد. حالا می بینید که حاضر جواب بودن در برابر پزشک آمریکایی خالی از حقیقت نبود. زیرا روان نژند واقعی کسی است که پیوسته سعی می کند از آگاهی نسبت به وظیفه و مسوولیتی که زندگی بر عهده او گذاشته است ، بگریزد. از این رو بالا بردن سطح آگاهی او نسبت به این مساله ، خود یاری کردن او در چیره شدن بر این عصبیت و پریشان حالی است.
بگذارید توضیح بدهم که چرا من اصطلاح «لوگوتراپی» را به عنوان نامی برای تئوری خود برگزیده ام.«لوگوس» ، یک واژه یونانی است  که به «معنی» اطلاق می شود. لوگوتراپی که به وسیله پاره ای از نویسندگان « مکتب سوم رواندرمانی وین نیز» خوانده شده است ؛ بر معنی هستی انسان و جستجوی او برای رسیدن به این معنی تاکید دارد. بنابر اصول لوگوتراپی ، تلاش برای یافتن معنی در زندگی اساسی ترین نیروی محرکه هر فرد در دوران زندگی اوست. به این دلیل من از معنی جویی به عنوان نیرویی متضاد با « لذت طلبی[3]» که روانکاوی فروید بر آن استوار است و    « قدرت طلبی» که مورد تاکید آدلر است سخن می گویم.
 
معناجویی
تلاش در یافتن معنایی در زندگی خود نیرویی اصیل و بنیادی است و نه توجیهی ثانویه از کشش های غریزی او. این معنی منحصر به فرد و ویژه خود اوست و از اینرو این اوست و تنها او که باید و قادر است به آن تحقق بخشد. و تنها در آن صورت است که معنی جویی او ارضا خواهد شد. پاره ای از صاحب نظران بر این باورند که معنی و ارزشها چیزی نیستند مگر «مکانیسم های دفاعی، واکنش معکوس و بهگرایی.»
اما من یکی حاضر نیستم که به خاطر «مکانیسم های دفاعی» زندگی کنم و یا به خاطر « واکنش معکوس» بمیرم.
به نظر من انسان قادرست و می تواند به خاطر ایده ها و ارزش هایش زندگی کند و یا در این راه جان ببازد!
چند سال پیش یک نظر خواهی عمومی در فرانسه صورت گرفت که نتیجه نشان داد 89 درصد از شرکت کنندگان در این نظر خواهی اظهار داشتند که انسان «چیزی» لازم دارد که به خاطر آن زندگی کند و 61 درصد اذعان داشتند که کسی یا چیزی در زندگی آنان هست که حاضرند به خاطرش بمیرند. من مشابه این بررسی و نظرخواهی را در درمانگاه خود در وین بین بیماران و کارکنان درمانگاه اجرا کردم. که نتیجه عینا مثل نظرخواهی چند هزار نفره فرانسه بود و تنها یک اختلاف دو درصدی مشاهده شد. به واژه ای دیگر ، این مطالعات نشان داد که «معنی جویی» در اغلب انسان ها یک حقیقت است  نه یک ایمان و عقیده[4].
البته مواردی پیش می آید که توجه و علاقمندی فرد به «ارزش ها» چیزی نیست مگرتلاشی برای پنهان کردن تعارضات درونی او ، اما اگر هم چنین باشد باید توجه کرد که این موراد استثناهایی است در یک قانون کلی و نه اینکه خود ، قانون باشد. در چنین مواردی یک روان تحلیلی پویا تا آنجایی مجاز
و قابل توجیه است که سعی نماید نیروهای محرکه و زیربنای ناخودآگاه را کشف و آشکار کند. مواردی که معمولا شبه ارزش ها جایگزین ارزشهای واقعی زندگی فرد شده است. ( بهترین مثال ریا و تظاهر است). نا حد امکان می بایست این نقاب ها را کنار زد. اما تلاش در پرده برداشتن از این نقابها، هر کوششی در مبارزه با احساسات پوچ و غلط ، باید به محض روبرو شدن فرد با احساسات و افکار صحیح ، حقیقی و خالص خود متوقف شود.(کنکاش و تجزیه و تحلیل بیشتر مجاز نیست). زیرا در آن صورت تمایلات و آرزوهای آرمان خواهانه و معنی جویانه ی انسان و تلاش او در چیره شدن بر تعارضات ناسالم درونی خود ، دست کم انگاشته شده است.

(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه اثر بخشی گروه درمانی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر افزایش رضایت مندی زناشویی

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است


فایل ها برای اینکه حجم آنها پایینتر شود وراحتتر دانلود شوند با فرمت rar یا zip فشرده شده و پسوردگذاری شده اند. پسورد همه فایل های این سایت یکسان است.

برای دریافت پسورد فایل اینجا کلیک کنید
معنا درمانی چیست

دسته‌ها: تز و پایان نامه